۱۳۸۹ بهمن ۲۸, پنجشنبه

مخاطب‌شناسي

اين روزها در تاكسي تا گوش مفت گير ميارم نطق مي‌كنم. مثلا آگاه‌سازي و اين حرف‌ها. هنوز جمله اول تموم نشده بود كه راننده پريد رو منبر كه "معلوم نيست چي مي‌خوان از اين مردم؟! خوب مي‌خورن و مي‌پوشن و مي‌گردن بعد هي راه ميفتن تو خيابون و به مردم خسارت مي‌زنن و مملكت رو آشوب مي‌كنن. ديگه چي مي‌خوايد كه نداريد؟!..."
مثلا مي‌خواستم راجع به تنش‌زايي حكومت در مقابل اعتراض مسالمت‌آميز مردم گسترش آگاهي كنم كه لال شدم و بيشتر به درددل‌هاش گوش دادم.
آخه آزادي‌ها و حقوق مدني رو چطور مي‌تونستم براي مرد ميان‌سالي كه آستانه اعتراض براش روزيه كه از گشنگي، لخت بميره، توضيح بدم؟!

هیچ نظری موجود نیست: