‏نمایش پست‌ها با برچسب فيلم. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب فيلم. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۴ بهمن ۲۶, دوشنبه

The beauty of everyday life


اينترنت دانشگاه از آن خوف‌هاش است. سرعت دانلود فيلم از سرعت كپي آن بر روي هارد هم بيشتر است. بدعادت مي‌كند آدم را. ديگر جايي جز دانشگاه دست و دل آدم به اينترنت نمي‌رود. "Download Manager" نصب كردم و شروع كردم به دانلود. هرچه فيلم از نامزدهاي اسكار يادم بود را رديف كردم و دانلود پشتِ دانلود.
چندتايي كه ديدم فيلم‌هاي خوبي بودند. از آن‌ها كه من دوست‌تر دارم: "Based on True Story". قابل توجه بود كه تمام فيلم‌هايي كه از دانلودشده‌ها تا به حال ديده‌ام از اين دسته بوده‌اند:
"Bridge of Spies", "Legend", "Everest", "Secret in Their Eyes", "Spotlight", "Steve Jobs", "The Revenant", "Trumbo", "The Big Short" و "Experimenter".
برايم جالب است كه روند فيلم‌هاي برتر به سمت داستان‌هايي‌ست كه به دليل تحقق‌شان در جايي و در زماني باورپذيرتر هستند و بيننده را بيشتر درگير مي‌كنند. كه اگر فيلم تكاپوي يك گروه براي كشف حقيقت را به تصوير مي‌كشد، دانستن اين‌كه روزي بوده‌اند كساني در همين حد مصمم و پيگير، لذت ديدن حال و احوال‌شان را دوچندان (به دلِ من باشد حتي چندچندان) مي‌كند.
توصيه‌شان مي‌كنم.

۱۳۹۲ بهمن ۲۰, یکشنبه

Blue Jasmine

برای من و هر که خیانت را چشیده و کشیده است. دیدن‌اش درد داشت اما به زیبایی‌اش دَر.

۱۳۹۲ بهمن ۷, دوشنبه

Lone Survivor

فيلم "تنها بازمانده"، داستان عمليات شكست‌خورده "بال قرمز"، حكايت چهار سرباز آمريكايي‌ست كه براي كشتن يكي از رهبران طالبان راهي افغانستان مي‌شوند. همان‌طور كه از اسم فيلم برمي‌آيد تنها يك نفرشان زنده ماند. فيلم جزئيات آن‌چه بر اين چهار نفر رفت را با افتخار مي‌گويد مستقل از آن‌كه عمليات يك تلاش شكست‌خورده بوده است. در انتها هم عكس‌ها و فيلم‌هاي آن‌ها را در دنياي واقعيت، كنار خانواده و دوستان، در عروسي و تفريح به ما نشان مي‌دهد. با نوشته‌اي هم قدرداني مي‌كند از مردان و زنان افغاني كه هم‌چنان در حال مبارزه با طالبان هستند.
اين را گذاشتم كنار عمليات‌هاي شكست‌خورده جنگ خودمان و هزار هزار جوان كشته‌شدة آن كه جايي حكايتي از آن‌چه بر ايشان طيِ اين شكست‌ها رفت گفته نمي‌شود، مگر غلوهاي نابجا و تطهير اشتباهات. بود عمليات‌هاي كربلاي چهار و پنجي كه سر زياده‌خواهي‌ها، شكست پشتِ شكست انجام شد و فوج فوج سربازي كه جنگيد و هرگز به خانه برنگشت.

۱۳۹۰ خرداد ۲۸, شنبه

ورود آقايان ممنوع

بسي خنديديم و بسي‌تر توصيه مي‌كنيم!

۱۳۸۹ مهر ۳۰, جمعه

سن‌پطرزبورگ

http://www.cinemaema.com/pgimg_image4_26_2054.jpg
بسي خنديديم و بسي توصيه مي‌كنيم.

۱۳۸۹ مهر ۱۹, دوشنبه

Evening

Your first mistake is like your first kiss you never forget it.

۱۳۸۹ تیر ۹, چهارشنبه

هفت دقيقه تا پاييز

تلخ بودنش به خوب بودنش مي‌ارزيد.

۱۳۸۹ اردیبهشت ۲۸, سه‌شنبه

طلا و مس

روايت طلبه جواني كه براي يادگيري درس اخلاق به تهران آمده و مشكلات ناشي از بيماري همسر باعث مي‌شه درسي كه مي‌بايست از بين كلمات كتب اخلاق ياد مي‌گرفت رو در رفتارها و گفتارهاي جاري در زندگي پيدا كنه. با تلاشي كه براي حل مشكلات خانواده‌اش مي‌كنه در جريان زندگي و در بين دست و پنجه نرم كردن با گرفتاري‌هاش، درست وسط بچه‌داري‌ها و لباس شستن‌ها و آشپزي كردن‌ها، كم‌كم اخلاق رو به جاي كلاس درس در عمل به دست مياره و اين گذار تدريجي از علم قال به علم حال به زيبايي رخ مي‌ده، "كه علم عشق در دفتر نباشد...".
احترام و عشق ساده‌اي كه بين «آقا سيد» و «زهرا سادات» بود هم برام جالب بود، يك زندگي ساده و سنتي.
در كل، ديدني بود و توصيه مي‌شود.

۱۳۸۹ فروردین ۳۰, دوشنبه

The Hurt Locker



اگرچه به وقتِ ديدن، لحظه‌هايي بود كه نفس در سينه حبس مي‌شد و خوش‌ساخت بودن‌اش نمي‌گذاشت چشم از صفحه تلويزيون برداشت و مدام هوس تماشاي آن بر پرده سينما، حسرت را به جان آدم مي‌انداخت؛ اما سياسي بودن جايزة اسكارش در راستاي روحيه دادن به سربازان آمريكايي واضح بود كه آنقدرها در قد و قواره‌اش نبود. انگار ديگر سياست در همه قضاوت‌ها و تصميم‌ها حرف اول را مي‌زند، حال مي‌خواهد آن تصميم انتخابات رياست جمهوري باشد يا جايزه نوبل و اسكار و يا نظرسنجي مجله تايم.

۱۳۸۸ اسفند ۱, شنبه

به رنگ ارغوان

جايي كه «هو القادر» جايش را به «هو الحبيب» مي‌دهد و وظيفه و تكليفي كه تن ندادن به آن تمرد از مافوق و شرع و هزار چارچوب ديگر است جايش را به عشق...

۱۳۸۸ آذر ۱۲, پنجشنبه

...

The opposite of love is not hate, it's indifference...

(Desperate Houswives)

۱۳۸۸ آبان ۱۸, دوشنبه

كتاب قانون

دلش مي‌خواست فيلم خوبي باشه، مي‌تونست اما نشد.

۱۳۸۸ شهریور ۲۹, یکشنبه

ترديد

حتما دوباره مي‌بينمش البته در سينمايي غير از عصرجديد!

۱۳۸۸ شهریور ۲۶, پنجشنبه

بي‌پولي

اگه بازي ليلا حاتمي و رادان رو از فيلم حذف كنيم كلا چيز خاصي ازش نمي‌مونه!

۱۳۸۸ مرداد ۲۴, شنبه

خاكْ آشنا

"ازدواج به هر دليلي بيهوده است! به نظر من فقط يك نوعشه كه متمدنانه است... اگر مثل انتخابات رياست جمهوري باشه، هر چهار سال طرفين تصميم مي‌گيرند آيا مي‌خوان به هم راي بدن يا نه، اگر خواستند زندگي‌شون رو ادامه مي‌دن... البته بچه همه چيزو عوض مي‌كنه..."
(خاكْ آشنا- بهمن فرمان‌آرا)
زياد هم بد نبود اگه اينجوري بود... البته نه انتخابات به سبك انتخابات‌هاي ايران!